السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
254
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
با علت ( - فاعل ) سنجيده شود ، فعل خواهد بود . و به ديگر سخن ، فعل و انفعال ابداعى همان ايجاد و وجود است ؛ و ايجاد در حقيقت همان وجود مىباشد ، و تفاوتشان در اعتبار است و وجود ، ماهيت نيست ، و نمىتوان آن را در مقولهاى مندرج ساخت . انتزاع انتزاع در فلسفه معمولا به يك عمل خاص ذهنى گفته مىشود ، بدين شرح كه ذهن پس از آنكه چند چيز مشابه را درك كرد ، آنها را با يكديگر مقايسه مىكند ، و صفات مختص هر يك را از صفت مشترك آنها تميز مىدهد و از آن صفت مشترك يك مفهوم كلى مىسازد كه بر همهء آن افراد كثير صدق مىكند . در اين هنگام گفته مىشود اين مفهوم كلى از اين افراد انتزاع شده است مثل مفهوم انسان كه از حسن و حسين و غيره انتزاع شده است . به اين عمل خاص ذهنى ، تجريد نيز گفته مىشود . انقلاب در ماهيت انقلاب يعنى آنكه يك شىء بدون آنكه تغييرى در آن رخ دهد ، و چيزى بر آن افزوده يا از آن كاسته شود ، چيزى ديگرى گردد . انقلاب به معناى يادشده امرى محال و ممتنع است و محال بودن آن ، روشن و واضح است ، زيرا مستلزم اجتماع نقيضين است . اولويت نام نظريهاى است كه در باب عليت كه از سوى متكلمان ابراز شده است . بنابراين نظريه ، علت براى به وجود آوردن معلول ، لزومى ندارد وجود معلول را ضرورى گرداند ، بلكه همين اندازه كه طرف وجود را بر عدم رجحان دهد و ممكن را از حالت استواء نسبت به وجود و عدم خارج گرداند براى موجود شدن آن كفايت مىكند . اولويت ذاتى اولويت ذاتى آن است كه اولويت وجود و يا عدم از ذات ممكن نشئت گرفته باشد نه آنكه علت ، آن را به او داده باشد . پس چيزى كه ذاتا نسبتش به وجود و عدم يكسان نيست ، بلكه به وجود نزديكتر از عدم است ، و موجود شدن ذاتا برايش رجحان دارد ، اولويت ذاتى نسبت به وجود دارد ، و همچنين چيزى كه به مقتضاى ذاتش عدم برايش رجحان دارد ، اولويت ذاتى نسبت به عدم دارد . اولويت غير كافى اولويت غير كافى آن اولويتى است كه براى تحقق طرف رجحان يافته كفايت نمىكند ، به گونهاى كه تعيّن آن طرف رجحان يافته نياز به عامل ديگرى دارد .